تبليغاتX
قران آرامش بخش قلب ها - احكام‌ قرآن‌ منطبق‌ بر حقّ و جاوداني‌ است‌؛

قران آرامش بخش قلب ها

احكام‌ قرآن‌ منطبق‌ بر حقّ و جاوداني‌ است‌؛

 احكام‌ قرآن‌ منطبق‌ بر حقّ و جاوداني‌ است‌؛

 و تفسير آية‌ كريمة‌ و إنَّكَ لَتُلَقَّي‌ الْقُرْءَانَ منْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ

بسم الله الرَّحمن الرَّحيم

وصَلَي اللهُ علي سَيِّدنا ونَبِينِّامُحّمَّدٍ وآلِهِ الّاهرين.

ولعنةُالله علي أعْدَآئهم أجمعين مِنْ الأنَ إلي قيامِ يَوم الدِّينِ.

 ولا حَوْلَ ولاقُوَّةَ إلاَّ بالله الْعَلِّيِّ العظيمِ.

 قَالَاللهُ الحکيمُ في کتابِهِ الکريم:

 وَإنَّکَ لَتُلَقَّي الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِيمٍ عَِليمٍ.

 (ششمين آيه،ازسوره نمل:بيست وهفتمين سوره،ازقرآن کريم.)

 (وحقّاً وحقيقتاً برتو آيات قرآن،ازجانب خداوندحکيم وعليم،إلقآء مي شود!)

در معناي‌ قرآن‌ و فرقان‌

 حضرت آية الله علّمه طباطبائي قدس الله نفسه در تفسيرفرموده اند:قُرْإنْ اسم است براي کتاب الهي به اعتبار آنکه خوانده ميشود،وقرآئت ميگردد.ومعناي تَلْقِيَه مصدر تَلَقِّي با معناي تلقين نزديک است.ونکره آوردن حکيم وعليم براي تعظيم‌است. وتصريح به‌آنکه‌اين قرآن،ازنزد خداوند متعال است؛براي صحّت داستانهاي أنبياء عليهم السلام که بعداًبيان ميکند.

 واختصاص دادن نزول رااز ناحيه اين دواسم گرامي(حکيم وعليم)براي آنست که بفهماند:قرآن ازمنبع وسرچشمه حکمت فرودآمده است.وبنابراين هيچ قدرت علمي وشکننده اي نميتواند آنرانقص کند وبشکند؛وهيچ تواني نميتواند آنراسُست بنمايد. قرآن منبع علم است. نه آخباري که ميدهد،تکذيب مي‌شود؛ونه حکم وقضائي راکه‌ميآورد،مورد ايراد وتخطئه قرار ميگيرد.)

 قرآن ازماده‌ قَرَءَ يَقْرَءُ قَرَاءَهً وقُرْأنَاً، يعني جمع کردن وضمّ نمودن بعض ازچيزي است بابعضي ديگر. وچون دروقت خواندن،انسان حروفات مختلفه راجمع ميکند وباضمّ بعضي بابعضي ديگر،کلمه پيدامي‌شود..سپس‌کلام وعبارت پديد آيد،لهذابه‌سخن گفتن وخواندن،قرآئت گويند.

 قرآن مصدر از اين باب است؛ وعَلَم نهاده اند براي کتاب آسماني مسلمانان که برپيغمبر اکرم صلّي الله عليه وآله وسلم‌ نازل شده است. وبدينجهت قرآن ناميده شده است که:عقآئده حقّه واقعيّه واحکام‌ومواعظ وقصص درآن جمع شده است.

 بعضي از علمآء رضوان الله عليهم گفته اند: علّت تسميه قرآن به قرآن، آنستکه:درميان‌جميع‌کتب آسماني،قرآن‌است‌که‌درآن‌ثمره‌تمام‌آن کتب،بلکه ثمره‌جميع‌علوم حقّه درآن جمع است؛ تفضيل هرچيزي راميتوان درآن مشاهده نمود؛همچنانکه ميفرمايد:

 لَقَدْ کَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرِةً لِاُولي الْألْبَابِ مَاکَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَي وَلَکِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِلَ کُلِّ شَيْيءٍ وَهُديً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤمِنُونَ.2

 (هرآيه تحقيقتاً دربيان قصّه ها وداستانهاي پيامبران وامّت هايشان (همچون يعقوب ويوسف وبرادرانش که‌اين سوره ازآن بحث دارد)عبرتي است براي انديشمندان ومتفکران.اين آيات قرآن،گفتاري ساختگي نيستکه من درآوردي باشد؛ واز روي افترآء به خدانسبت داده شود.بلکه قرآن تصديق ميکند آنچه راکه درپيش روي آنست(ازکتب سماويّه:تورات وانجيل وغيرها)ودرآن تفصيل وشرح هر چيزي است؛وهدايت ورحمت است براي گروهي که ايمان ميآورند.)

 وهمچنين قرآن را تبيان وآشکارا کنند وواضح وهويدا سازنده هرچيز شمرده است:

 وَنَزَّلْنَاعَلَيْکَ الْکِتَابَ تِبيَاناً لِکُلِّ شَيْيءٍ وَهُديً وَرَحْمَةً وَيُشْرَي لِلْمُسلِميْنَ.

 (واي پيامبر!مابرتوفروفرستاديم کتاب آسماني قرآن راکه،مبيّن وروشن کننده هرچيزي است؛وهدايت ورحمت وبشارت است براي مسلمانان!)

 شاهدبرگفتارماآياتي است درقرآن که‌براين معني دلالت دارد،ازقبيل:

 لاَتُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ- إنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ- فَإذَاَ قرَأنَاهُ فَاتَّبعْ قُرْآنَهُ- ثُمَّ إنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ.

 (اي پيغمبر!زبانت رابراي خواندن آيات قرآن،به‌حرکت درميآور؛تابراي رساندن آنها رابه‌مردم عجله‌کني،وتاب زده باشي! مابرعهده خود گرفته ايم که:قرآنراجمع کنيم،وبه‌صورت مجمومه اي قابل قرآئت درآوريم پس هنگاميکه آن گرد آورديم،وبرتوقرآئت نموديم؛ درآنوقت ازآنچه قرآئت شده است،پيروي کن،وبه دنبال آيات قرآئت شده باش- وپس ازآن ما برعهده خود گرفته ايم که:آنراواضح ومبيّن ساخته،وبدون ايهام وگرفتگي درآوريم.)

 واز قبيل:

 وَقُرْ أنَّا فَرَفْنَاهُ لِتَقْتَرأَهُ عَلَي النَّاسِ عَلَي مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلاً.

 (واين قرآن راماجزءجزء، وتکه تکه جداازهم نموده،وبه سوي تو فرستاديم،تاآنرا براي مردم به تدريجبخواني(وباصبروحوصله ودرنگ آنراتعليمشان بنمآئي)ومابه‌تدريج ازمقام عالي وشامخي آنرانزول داديم.)

 فُرْقَان نيز از اسامي قرآن است ازماده فَرَقَ يَفْرُقُ فَرْقاً وفُرْقَاناً يعني بين أجزآء آن جدائي انداخت؛ولهذا درآيه أخير:وَقُرْأنَّا فَرَفْنَاهُ دانستيم که:معنايش آنستکه:قرآن راجزءجزء تفضيل داده،وآنرامحکم ومتقن ساختيم.

 وبنابراين فُرْقَان که مصدر آنست،به معناي فارق وجداکننده بين حقّ وباطل است؛وچون اين کتاب مبين آسماني کتاب فَصْل است،نه هَزْل. وکتاب حقّ است،نه باطل. بنابراين جداکننده وتميزدهنده بين حقّ وباطل است.

 شَهْرُرَمَضانْ الَّذِي اُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْأنُ هُديً لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنْ الْهُدَيَ وَالفرقانِ.

 (روزه واجب درشهررمضان است؛آن ماهي که درآن قرآن نازل شده است. قرآن کتاب هدايتوراهنمآئي است براي مردم.وداراي أدلّه واضحه و حُجَج وبراهين ساطعه، ودلآءل متقنه اي است،ازرهبري وهدايت؛وکتاب جداکننده بين حقّ وباطل،وتميزدهنده ميان حقيقت وأوهام است.)

 فُرْقَان درقرآن مجيددرهفت موضع آمده است.ودرهمه جابه معناي قوّه تشخيص حقّ ازباطل،ونوربصيرتي است که‌ براي مؤمنين درأثرتقوي حاصل مي‌شود.وقرآ» که‌شامل جميع معارف است أعمِّ ارآنچه برأنبياي سالفه وحي مي شده،وبراي پيامبر مابيان شده است؛وأعمِّ ازآنچه برخود رسول الله وحي شده است؛نيز فرقان است.

 وآنچه ازروايات آورده ازأئمه معصومين صلوات الله وسلامه عليهم أجمعين استفاده ميشود،آنستکه:قرآن به‌مجموع آيات الهي گفته مي شود؛خواه محکم باشد؛وخواه متشابه؛وفرقان به‌خصوص آيات محکم إطلاق ميگردد.

 درتفسير نورالثَّقلينْ ازاُصول‌کافي،ازعلي بن ابراهيم،از پدرش از ابن‌سنان‌يا غيراو،ازکسي که‌وي راذکرکرده است، روايت ميکند که او گفت:سَألْتُ أبَاعَبْدِاَلله عَلَيْهِ السَّلامُ عَنِ الْقُرقَانِ. أهُمَاشَيْئًانِ أوْشَيْيءٌ وَاحِدٌ؟!

 من از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم ازقرآن وعرفان،که‌آياآنها دوچيز هستند؛ياچيزواحدي؟!

 فَقَالَ عَلَيْهِ السّلامُ: الْقُرْأنُ جُمْلَةُ الْکِتَابِ؛ وَالْفُقَانُ الْمُحْکَمُ الْوَاجِبُ الْعَمَلُ بِهِ

 حضرت فرمود:قرآن به‌تمام الهي گويند؛وفرقان به‌خصوص محکماتي که‌عمل بدانهاواجب است.

 وهمچنين درصيغه سَّجاديَّه،دردعاي ختم قرآن،عرض ميکند:

 الَّهُمَّ إنَّکَ أعَنْتَنِي عَلَي خَتْمِ کِتَابِکَ الَّذِي أنْزَلْتَهُ نُوراً؛وَجَعَلْتَهُ مُهَيْمِناً عَلَي کلِّ کتابٍ أنْزَلْتَهُ؛وَفَضَّلْتَهُ عَلَي کُلِّ حَدِيثٍ قَصَصْتَهُ! وَفُرْقَاناً فَرَقْتَ بِهِ بَيْنَ حَلاَلِکَ وَحَرَامِکَ! وَقُرْأَنَّاأعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرَائعِ أحْکَامِکَ!

 (بارپروردگارا!حقّاً تومرابرختم نمودن وبه پايان رسانيدن کتاب خودت،کمک نمودي؛آن کتابي که چون آن رافروفرستادي، نور بود؛وآنرا مُهَيْمن ومُسَيْطر ومُسلّط برتمام کتابهائي که فروفرستادي، نمودي؛وبرهرگفتاريکه آنرا بيان کردي،برتربيّت ومزيّت دادي! تا بدينجهت بين حلالت ومرامت،تميزدهي! وآنرا قرآن قراردادي تا بدينوسيله از احکام ئارده در شريعتت پرده برداري!)

قرآن‌ داراي‌ مجد و عظمت‌ واستحكام‌ و روشني‌ است‌

 دربسياري‌ازآيات قرآن،قرآن‌راکتاب‌باعظمت،وداراي‌مجد،وحکمت،وروشن‌وآشکارا توصيف ميکند.همچون آيه:ق وَالْقُرْأَنِ الْمَجِيدِ.

 (قاف،وسوگند به قرآن که داراي مجد ورفعت وکرامت وشرافت وجلالت است).

 وهمچون آيه:بَلْ هُوَ قُْرأََنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ.

 (بلکه آن قرآني است داراي مجد ورفعت وشرف وجلالت،که درلوح محفوظ خداوندي(وعلم أزلي وسرمدي وي نگهداشته شده است.)

 وهمچون آيه:يس وَالْقُرآنِ الْحَکِيم.

 (ياسين،وسوگند به قرآن که محکم است وقابل انفصال ووهن وسستي وبطلان نيست)

 وهمچون آيه:آلرتِلْکَ أَيَاتُ الْکِتَابِ وَقُرْأن مُبيِنٍ.

 (وحقّاً وتحقيقاً آن قرآني است بزرگ وبزرگوار، وداراي أصالت،که درکتابي محفوظ درسرّ حق پنهان است).

 وهمچون آيه:آلرتِلْکَ أَيَاتُ الْکِتَابِ وَقُرْأن مُبيِنٍ.

 (ألف،لام،رااينست آيات کتاب،وقرآن آشکارا!)

 وهمچون آيه:وَهَذَاکِتَابٌ أنْزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُصَدِّقُ الّ ذِي بَيْنَ يَدَيْهِ.

 (واينست کتابي که ماآنرا نازل کرديم،کتاب مقرون به برکت است،وگواهي دهند بر آنچه در برابر آنست ازحقائق وأحکام وارده درکتب پيامبران پيشين).

 وهمچون آيه:وَهَذَا کِتَابٌ أنْزَلْنَاهُ مبارَکٌ فَاتَّبِعوُهُ.

 (واينست کتابي که ماآنرا نازل نموديم، کتاب مقرون به برکت،بنابراين بايد شما ازآن پيروي کنيد!)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 10:2  توسط عباس  |